انجیر در منابع طب ایرانی

نویسنده : کوثر صفرپور

انجیر (تین)

تین به کسر تا و سکون بای مثناة تحتانیه و نون (مخزن الادویه، ص۲۶۹.) به فارسی انجیر نامند. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰ / الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸) در فرانسه به آنFIGUE به انگلیسی FIG  به لاتین CARICA می گویند.  (اختیارات بدیعی، ص۸۶.)   با نام علمی [۱]Ficus carica. L

ماهیت

بري و بستانی و کوهی می باشد و هر یک نر و ماده و سفید و سیاه.  بری آن غیر جمیز است و جمیز را به هندی کولر نامند. درخت انجیر متوسط در بزرگی و کوچکی است.  برگ آن عریض و شاخ های آن شیر دار است. چون برگ آن را بشکنند، از بیخ آن شیر بر می آید. درخت آن گل نکرده ثمر می بندد به خلاف درخت های دیگر و ثمر آن پیوسته به شاخ های آن است. برگ بستانی از بری آن عریض تر و شاخ های کوهی آن بر روی سنگ ها منبسط می باشد و ثمر آن انبوه و کوچک تر از بستانی است. انجیر شامی سیاه و بسیار بزرگ می شود.  بهترین انجیر شیرین شاداب آن هاست، خواه سفید باشد خواه سیاه. و سفید آن جهت اکل و سیاه آن جهت دوا بهتر و انسب است. انجیری که پیش از برگ و یا با برگ بر آمده باشد نشاید خوردن و اجتناب از خوردن آن  اولی تر است و گویند که چون شاخ انجیر را در آب و نمک ساعتی بگذارند پس برآورده بنشانند انجیر از آن شیرین می گردد. (مخزن الادویه، ص۲۶۹.)

بری و بستانی می باشد و هر یک آن نر و ماده و بری آن غیر جمیز و برگ و بارش کوچکتر و در تنکابن دیو انجیر نامند. (تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

بهترین آن وزیری بود پوست باز کرده بعد از آن آنچه میل به سفیدی دارد بعد از آن سرخ و سپس سیاه. (اختیارات بدیعی، ص۸۶.)   

طبیعت

انجیر، گرم است در درجه ی اول[۲]  (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)  و تر است در درجه ی دوم. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)  در درجه ی اول تر است. (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸.)  «انجیر خشک، گرم است در دوم  (تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸.) گرم است در آخرِ درجه ی اول (اختیارات بدیعی، ص۸۶.)» و  «تر است  در درجه ی اول. (تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰) در تری و خشکی معتدل است. (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)  »

فواید ومضررات

انجیر کثیرالغذاتر از سایر میوه ها است (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ اختیارات بدیعی، ص۸۶/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.) و سریع الانحدار است. (همان) مسکن حرارت و تشنگی بوده (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و تشنگی که از بلغم شور بود ساکن گرداند. (اختیارات بدیعی، ص۸۶.) “ملین طبع است (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.) خصوصا  آنچه که پخته تر باشد. (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)”  مسهل به رفق و کاسر قوه ی عصبی، مبرد دل و مقوی کبد است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

 “مسمن (چاق کننده) بدن است (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.) خصوصا اگر چهل صبح همراه با قدری انیسون میل شود. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)”

 نافع جهت خفقان، ربو (آسم) ، درد سینه و خشونت قصبه ریه[۳] (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و سعال(سرفه) است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)

 نافع جهت بواسیر، هزال گُرده (لاغری کلیه)،  (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)  رفع سده، عسر بول، (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸.) ورم طحال (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)  و صرع است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)  “کلیه و مثانه را پاک کند، (اختیارات بدیعی، ص۸۶/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.) خاصه که با چیزهای لطیف کن بخوری چون فوتنج[۴]، صعتر[۵] وحاشا[۶](الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.). “

با بادام و پسته مصلح بدن های ضعیف و زیاد کننده ی جوهر عقل وجوهر دماغ است. با مغر گردکان (گردو)،  جهت امان از سموم قتاله، با سداب نایب مناب تریاق، با قرطم (گلرنگ) و یک دانه ونیم بوره ی ارمنی مسهل قوی اخلاط غلیظه است. خوردن آن مجاری غذا را باز  می کند و بدن را فربه می سازد. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) خوردن انجیر قبل از طعام تلیین بطن می نماید و با مری منقی (پاک کننده) اخلاط بلغمی از معده است. ذرور خشک (پودر خشک) آن مجفف قروح (زخم) سر و اکتحال[۷] و قطور[۸] لبن آن با عسل جهت غشوه رطب مفید است. غرغره ی آب طبیخ[۹]  آن جهت رفع اورام عضله لسان و قصبه ریه،  با زوفای خشک جهت تنقیه فضول سینه و سرفه کهنه و اوجاع مزمنه ریه  (مخزن الادویه، ص۲۶۹) با خردل نافع خارش گوش و آشامیدن آب مطبوخ آن با حلبه نافع سینه و ریه است. با مغز گردکان جهت معتادین به قولنج و صاحبان یبوست طبع مناسب است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

“چون با مساوی آن گردکان کوبیده و روزی بیست مثقال آن را بخورند بالخاصیه اطلاق بطن[۱۰] می نماید(مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و محرک باه منعظ است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹)” جهت گزیدن عقرب و سایر سموم مجرب دانسته اند. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)

“ضماد انجیر با آرد گندم و جو برای تحلیل اورام بناگوش، تحلیل خنازیر و ثالیل و تعقد عصب  (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)  و آثار سیاه جلد که خیلان نامند و بهق و تحلیل اورام غلیظه و اوجاع مفاصل و نقرس مفید است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹.)”

چون آن را بپزی و با آرد جو بیامیزی  بر آماس های سخت نهی بگشاید. (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.) تکمید[۱۱] پخته ی آن با آرد جو جهت تسکین اوجاع مفید است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹)

ضماد آن با خمیر نا پخته و یا خمیر مایه جهت انضاج دمامیل و با بوره ی ارمنی جهت بهق (مخزن الادویه، ص۲۶۹.) با زاج جهت قروح ساق، با پوست انار جهت داخس (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.) با آرد گندم جهت نضج مفید است. (تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸.)

سوخته ی آن با زیت (روغن زیتون) در سفید کردن دندان بی عدیل و مقوی لثه و نافع نزف الدم (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و منقی قروح و آثار جلد وسیاه کننده ی موی است و برای ذوسنطاریا و اسهال مفید است.  (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)

 وبا موم وروغن زیت جهت شقاقی که از سرما به هم رسیده باشد. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و با سرکه و زرده تخم مرغ گرم کرده جهت امراض مقعده (مخزن الادویه، ص۲۶۹.) و ضماد آن با حلبه جهت نقرس بارد(تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و حقنه ی او با سداب جهت مغض مفید است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) حمول سرشته آن با عسل با پارچه پشمی برای تنقیه قروح و جروح ورطوبات فاسده و قطع نزف الدم آن مفید است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹.) انجیر نارس محلل وجاذب و با تریاقیت با سرکه جهت قروح رطبه و با عسل جهت گزیدن سگ دیوانه و با کرسنه جهت گزیدن ابن عرس و طلای آن با برگ خشخاش جهت اخراج استخوان شکسته ی ریزه شده موثر است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) ورق آن با کرسنه بر گزندگی ابن عرس طلا کردن سودمند است. (اختیارات بدیعی، ص۸۶.) “چون آن را با گوشت گاو بپزند مهرا[۱۲] بشود. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.) و شاخ های تازه ی آن را نیز همین اثر است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰.)”  و  ” شیر انجیر مسهل قوی و خطرناک (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)  و منجمد کننده ی هر ذایب و رقیق کننده ی هر منجمد است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ اختیارات بدیعی، ص۸۶.)” و اکتحال[۱۳] آن جهت نزول آب (همان) و اگر بر صوف (پشم) نهند و در دندان گیرند از خوردن کرم پاک کند (اختیارات بدیعی، ص۸۶.) و چون به پنبه آلوده در زیر دندان موجع و یا در سوراخ دندان کرم خورده گذارند باعث تسکین درد آن است. . (مخزن الادویه، ص۲۷۰.)آشامیدن آن با مغز بادام ساییده ملین بطن و زایل کننده ی صلابت رحم است. (همان) و ضماد آن با پیه جهت قطع ثالیل و با حلبه جهت نقرس با آرد جو جالی جرب متقرح و قوبا و کلف و بهق و طلای آن جهت گزیدن سگ دیوانه و هوام (حشرات) و حمول آن با زرده ی تخم مرغ و موم مدر حیض، پاک کننده ی رحم است و اخراج جنین را نافع است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)  اکثار در خوردن انجیر مورث شپش است. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/  الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)

“ضماد برگ تازه ی آن جهت التیام جراحات (مخزن الادویه، ص۲۷۰/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و گزیدن سگ دیوانه چون به همراه آرد گندم گرم کنند و به تکرار استعمال نمایند. (مخزن الادویه،ص۲۷۰.)”  و خشک آن  با سرکه جهت تقشر جلد مفید است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

 با آب جهت ریختن مو و طبیخ آن جهت تقویت استخوان کوفت یافته نافع است. (همان) عصاره ی برگ تازه  ی آن بسیار گرم و مقرح[۱۴] جلد و مفتح افواه عروق مقعده و جهت قطع ثالیل و خیلان و اسهال نمودنِ شکم نافع وعصاره ی شاخ های بری آن در هنگام رستن برگ قایم مقام لبن آن  است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰..)

چون انجیر را نه روز در سرکه خیسانیده و هر روز پنج عدد آن را با قدری سرکه ِ آن بنوشند و بعضی را کوبیده و ضماد نمایند برای طحال مجرب دانسته اند. (مخزن الادویه، ص۲۶۹/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

انجیر نارسیده باد انگیز تر است و دیر تر از معده بشود و انجیر خشک را باد کمتر و جلا اندر او بیشتر است. (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)

و سایر اجزای آن را فی الجمله نفعی در صرع و جنون و وسواس است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

مصلحات

سکنجبین (مخزن الادویه، ص۲۷۰/تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰/ الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)  مصلح خشک آن گردکان، صعتر و انیسون و شربت ترنج و ریباس (مخزن الادویه، ص۲۷۰/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.) و چون انجیر تر بسیار خوری از پسِِ آن سکنجبین بباید خوردن و با گوز (گردو) باید خوردن که آن با همه ی زهرها بکوشد خاصه که گوز و سداب و نمک با او به هم بود. (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۸.)

*بدلش در ادویه شش مغز چلغوزه. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

*مقدار شربت با انجیر خشک، تا سی مثقالِ آن و از تازه ی آن تا یک رکل است. (مخزن الادویه، ص۲۷۰/ تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.)

منابع:

  • حکیم عقیلی خراسانی، مخزن الادویه، صص۲۶۹-۲۷۰.
  • حکیم محمد مومن تنکابنی، تحفه حکیم مومن، ص۱۰۰.
  • موفق بن علی هروی، الابنیه عن حقایق الادویه، صص۷۷-۷۸.
  • علی بن حسین انصاری شیرازی،اختیارات بدیعی، ص۸۶.

پاورقی

[۱]  دکتر احمد قهرمان، احمدرضا اخوت، تطبیق نام های کهن دارویی با نام های علمی، جلد اول، انتشارات دانشگاه تهران، ص۳۲۹.

[۲] یا در ابتدای درجه ی دوم (اختیارات بدیعی، ص۸۶.

[۳] بخش گردن مانند ریه که به منزله تنه آن است مسمی است به قصبه الریه، مفرح القلوب در تشریح قلب و ریه

[۴] پونه (الابنیه عن حقایق الادویه، ص۷۷.)

[۵] آویشن(همان)

[۶] پونه کوهی(همان)

[۷] به چشم کشیدن چیزی بود.

[۸] آنچه در گوش واعضا بچکانند.

[۹]  آنچه جوشانیده و آب آن را استعمال نمایند.

[۱۰] اسهال

[۱۱] کماد: آنچه گرم کرده برعضو نهند.

[۱۲] خوب بپزد.

[۱۳] به چشم کشیدن چیزی بود.

[۱۴] زخم کننده وچرک آورنده.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.